مطالب جالب مذهبی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
 خود شناسى وسیله خداشناسى است
قرآن مجید با صراحت مى گوید: «ما آیات آفاقى و انفسى (عجائب آفرینش خداوند در جهان بزرگ و در درون وجود انسان) را به آنها نشان مى دهیم تا آشكار گردد كه او حق است.» (سَنُریهِمْ آیاتِنا فِى الاْفاقِ وَ فى اَنـْفُسِهِمْ حَتّى یَتَبَـیَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ)(1)
در جاى دیگر مى فرماید: در درون وجود شما آیات خداست، آیا نمى بینید؟
(وَ فى اَنـْفـُسِكُمْ اَفـَلا تـُبـْصِرُونَ)(2)
بعضى از محقّقان از آیه مربوط به عالم ذر نیز همین استفاده را كرده اند كه «معرفة النّفس» پایه «معرفة اللّه» است، آنجا كه مى فرماید: «وَ اِذْ اَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُـهُورِهِمْ ذُرِّیـَتَهُمْ وَ اَشْهَدَهُمْ عَلى اَنْفـُسِهِمْ اَلَسْتُ بِرَبـِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا ;به خاطر بیاور هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریّه آنان را برگرفت و آشكار ساخت و آنها را گواه بر خویشتن نمود (و اسرار وجودشان را به آنها نشان داد و فرمود) آیا من پروردگار شما نیستم؟ آنها همگى گفتند: آرى گواهى مى دهیم!»(3)
در تفسیر المیزان مى خوانیم: «انسان هر قدر متكبّر باشد، و فراهم بودن اسباب زندگى او را به غرور وا دارد، نمى تواند این حقیقت را انكار كند كه مالك وجود خویش نیست، و استقلالى در تدبیر خویشتن ندارد، چه این كه اگر مالك خویشتن بود، خود را از مرگ و سایر آلام و مصائب زندگى باز مى داشت، و اگر مستقل به تدبیر خویش بود، هرگز نیاز به خضوع در مقابل عالم اسباب نداشت ... بنابراین، نیاز ذاتى انسان به پروردگار و مالك مدبّر، جزء حقیقت وجود اوست، و فقر و نیاز بر پیشانى جانش نوشته شده، این حقیقتى است كه هر كس از كمترین شعور انسانى برخوردار باشد به آن اعتراف مى كند، و تفاوتى میان عالم و جاهل و صغیر و كبیر، در این مسأله نیست!
«بنابراین، انسان در هر مرحله اى از انسانیّت باشد، به روشنى مى بیند كه مالك و مدبّر و پروردگارى دارد، چگونه نبیند در حالى كه نیاز ذاتى خود را به روشنى مى بیند.
«لذا بعضى گفته اند كه آیه اشاره به حقیقتى مى كند كه انسان در زندگى دنیا آن را در مى یابد كه در همه چیز از شؤون حیات خود، نیازمند است ـ نیازمند به بیرون وجود خود ـ پس معنى آیه شریفه این است كه ما انسانها را به نیاز و احتیاجشان آگاه ساختیم و آنها به ربوبیّت ما اعتراف كردند.»(4)
به این ترتیب ثابت مى شود كه شناخت حقیقت نفس انسان با صفات و ویژگیهایش، سبب معرفة اللّه و شناخت خداست.
حدیث معروف «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ; هركس خود را بشناسد پروردگارش را خواهد شناخت.» نیز ناظر به همین است.
این حدیث گاهى به صورت بالا، و گاه به صورت مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ، گاه از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و گاه از امیرمؤمنان على(علیه السلام) و گاه از صحف ادریس، نقل شده است.
در بحارالانوار از كتاب ادریس پیامبر(علیه السلام) در صحیفه چهارم كه صحیفه معرفت است چنین نقل شده: «مَنْ عَرَفَ الْخَلْقَ عَرَفَ الْخالِقَ، و مَنَ عَرَفَ الرِّزْقَ عَرَفَ الرَّازِقَ، وَ مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ; كسى كه مخلوق را بشناسد خالق را مى شناسد، و كسى كه رزق را بشناسد رازق را مى شناسد، و كسى كه خود را بشناسد پروردگارش را مى شناسد.»(5)
به هر حال مضمون این حدیث در چند جاى از بحارالانوار از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) یا سایر معصومین(علیهم السلام) یا ادریس پیامبر(علیه السلام) نقل شده است و همچنین از امام علىّ بن ابى طالب(علیه السلام) در غرر الحكم.(6)
علاّمه طباطبایى در تفسیر المیزان بعد از ذكر این حدیث شریف مى فرماید: «شیعه و سنّى این حدیث را از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نقل كرده اند و این یك حدیث مشهور است.(7)

منابع

1. سوره فصّلت، آیه 53 .
2. سوره ذاریات، آیه 21 .
3. سوره اعراف، آیه 172.
4. تفسیر المیزان جلد 8،صفحه 307. ذیل آیه مورد بحث (باتلخیص).




نوع مطلب :
برچسب ها : انسان،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 بهمن 1395
 خود شناسى در روایات اسلامى
در احادیث اسلامى كه از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) نقل شده اثرات بسیار پر ارزشى براى خودشناسى آمده است، كه ما را از هرگونه توضیح بى نیاز مى سازد; از جمله:
1 ـ در تعبیری از امام علی(ع) آمده است: «اَلْعارِفُ مَنْ عَرِفَ نَفْسَهُ فَاَعْتَقَها وَ نَزَّهَها عَنْ كُلِّ ما یُبَعِّدُها; عارف حقیقى كسى است كه خود را بشناسد، و (از قید و بند اسارت) آزاد سازد، و آن را از هر چیز كه او را از سعادت دور مى سازد پاك و پاكیزه كند!»(1)
از این تعبیر بخوبى استفاده مى شود كه معرفت نفس (خودشناسى) سبب آزادى از قید و بند اسارتها و پاكسازى از رذائل اخلاقى است.
2 ـ باز حدیث دیگرى از همان پیشواى بزرگ(علیه السلام) مى خوانیم: «اَكْثَرُ النّاسِ مَعْرِفَةً لِنَفْسِهِ اَخْوَفُهُمْ لِرَبِّهِ; كسى كه بیش از همه خود را بشناسد، بیش از همه، خوف پروردگار خواهد داشت!»(2)
از این حدیث نیز رابطه نزدیكى میان احساس مسؤولیّت و خوف پروردگار كه سرچشمه تهذیب نفس است با خودشناسى استفاده مى شود.
3 ـ در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ جاهَدَها; وَ مَنْ جَهِلَ نَفْسَهُ اَهْمَلَها; كسى كه خود را بشناسد، به جهاد با نفس بر مى خیزد و كسى كه خود را نشناسد آن را رها مى سازد!»(3)
مطابق این حدیث پایه اصلى جهاد با نفس كه طبق صریح روایات جهاد اكبر نامیده شده، خود شناسى است.
4 ـ در نهج البلاغه در كلمات قصار، از همان بزرگوار آمده است: «مَنْ كَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَیْهِ شَهَواتُهُ; كسى كه (در سایه خود شناسى) براى خود، كرامت و شخصیّت قائل است، شهواتش در نظرش خوار و بى مقدار خواهد بود(و به آسانى تسلیم هوى و هوس نمى شود)!»(4)
از مضمون آنچه در این بحث آمد، به روشنى مى توان استفاده كرد،كه یكى از پایه هاى اصلى پرورش فضائل اخلاقى و تكامل معنوى، خودشناسى و معرفة النّفس است، و تا انسان این مرحله دشوار و این گردنه صعب العبور را پشت سر نگذارد، به هیچ یك از مقامات معنوى نایل نخواهد شد; به همین دلیل، علماى بزرگ اخلاق تأكید و اصرار زیادى بر این دارند كه رهروان این راه باید به خود شناسى پردازند، و از این امر حیاتى غافل نشوند.

منابع

1. غرر الحكم، طبق المیزان، جلد6، صفحه 173.
2. غرر الحكم، حدیث 3126.
3. تفسیر المیزان (طبق نقل میزان الحكمه، جلد 3، مادّه معرفت، صفحه 1881.)
4. نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 409.





نوع مطلب :
برچسب ها : انسان،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 29 دی 1395
خود شناسى در روایات اسلامى
در احادیث اسلامى كه از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) نقل شده اثرات بسیار پر ارزشى براى خودشناسى آمده است، كه ما را از هرگونه توضیح بى نیاز مى سازد; از جمله:
1 ـ در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: «نالَ الْفَوْزَ الاَْكْبَرِ مَنْ ظَفَرَ بِمَعْرِفَةِ النَّفْسِ; كسى كه خود را بشناسد، به سعادت و رستگارى بزرگ نایل شده است!»(1)
2 ـ و در نقطه مقابل آن چنین مى فرماید: «مَنْ لَمْ یَعْرِفْ نَفْسَهُ بَعُدَ عَنْ سَبیلِ النَّجاةِ وَخَبِطَ فِى الضَّلالِ وَ الْجَهالاتِ; كسى كه خود را نشناسد، از طریق نجات دور مى شود و در گمراهى و جهل گرفتار مى آید!»(2)
3 ـ همان گونه كه خودشناسى پایه مهمّ تهذیب نفس و تكامل در جنبه هاى اخلاقى و مسائل دیگر است، جاهل بودن به قدر خویش، سبب بیگانگى از همه چیز و دورى از خدا مى گردد; لذا در حدیث دیگرى از امام دهم، امام هادى(علیه السلام) مى خوانیم: «مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأْمَن شَرَّهُ; كسى كه نزد خود قدر و قیمتى ندارد، از شرّ او ایمن نباش!»(7)
منابع
1. غرر الحكم، حدیث 9965.
2. غرر الحكم، حدیث 9034.
3. تحف العقول، كلمات قصار امام هادى(علیه السلام).
بهار الانوار ج 72 ص 316





نوع مطلب :
برچسب ها : انسان،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 29 دی 1395
 رذائل اخلاقى زندگى انسانى را به تباهى مى كشد و جامعه بشرى را در بحرانهاى سخت گرفتار مى سازد، و شهد زندگى را در كام انسانها مبدّل به شرنگ مى كند، به اهمّیّت خود شناسى و خودآگاهى براى زندگى انسانها بیشتر پى خواهیم برد.
در كتاب «اعجاز روانكاوى» نوشته «كارْل مِنیْنگِر» چنین آمده است: «خود آگاهى عبارت از این است كه هم از قواى مثبت و مهر انگیز نهاد خود آگاهى داشته باشیم و هم از نیروهاى منفى كه موجب نابودى ما مى گردد و ما را به خاك سیاه مى افكند; ندیده گرفتن قواى منفى یا خوددارى از اشاره به وجود آنها در خودمان یا دیگران، پایه هاى زندگى را متزلزل مى كند.»(1)
در كتاب «انسان موجود ناشناخته» جمله اى آمده است كه شاهد خوبى براى بحث ما است; مى گوید: «بدبختانه در تمدّن صنعتى شناخت انسان مورد توجّه قرار نگرفته است، و برنامه زندگى بر وفق ساختمان طبیعى و فطرى پایه گذارى نشده است; لذا با همه درخشندگى موجب رستگارى نشده است; پیشرفت علم به دنبال هیچ طرحى صورت نگرفت و (تقریباً) اتّفاقى بود ... اگر «گالیله» و «نیوتن» و «لاووازیه»، نیروى فكرى خود را صرف مطالعه روى جسم و روان آدمى كرده بودند، شاید نماى دنیاى، امروز فرقهاى زیادى با آنچه امروز است مى داشت.»(2)
و به خاطر این امور است كه خداوند یكى از مجازاتهاى هوسبازان متمرّد را خود فراموشى قرار داده و به مسلمانان هشدار مى دهد كه: «وَ لاتَكُونُوا كَالَّذینَ نَسُوا اللّهَ فَاَنْساهُمْ اَنْفُسَهُمْ اُولـئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ; همچون كسانى كه خدا را فراموش كردند و خداوند به سبب آن، آنها را به خود فراموشى گرفتار ساخت، نباشید! و آنها فاسقان (حقیقى) و گنهكارانند.»(3)
منابع

1. اعجاز روانكاوى، صفحه 6.
2. انسان موجود ناشناخته، صفحه 22.
3. سوره حشر، آیه 19 .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 27 دی 1395
شهوت پرستى در روایات اسلامى
این مسئله در منابع روایى اسلام، مورد توجه فراوان قرار گرفته است كه بیشتر آنها بیانگر هشدار، درباره پیامدهاى خطرناك آن است. این احادیث تكان دهنده، هر خواننده اى را تحت تأثیر عمیق قرار داده و روشن مى سازد كه آلودگى به «شهوت» ـخواه به مفهوم عام و خواه به مفهوم خاص آن ـ از موانع اصلى سعادت و كمال انسان ها و از اسباب مهم گسترش گناه و جنایت در جامعه بشرى است كه در ذیل، به بعضى از آن احادیث اشاره مى شود:
1 ـ پیامبر اكرم(صل الله علیه وآله) مى فرمایند: «مَا تَحْتَ ظِلِّ السَّماءِ مِن اِلَه یُعبَدُ مِنْ دُونِ اللّهِ اَعْظَمُ عِنْدَ اللّهِ مِنْ هَوىً مُتَّبِع; در زیر آسمان معبودى جز خدا پرستیده نشده است كه در پیشگاه خدا، بدتر از هوا و هوسى باشد كه انسان را به دنبال خود مى كشاند».(1)
به این ترتیب، روشن مى شود كه «شهوت» و هواى نفس از خطرناكترین عوامل انحراف انسان به سوى زشتى هاست.

2 ـ امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «مَنْ مَلَكَ نَفْسَهُ اِذا غَضِبَ وَ اِذا رَغِبَ وَ اِذا رَهِبَ وَ اِذا اِشْتَهى، حَرَّمَ اللّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ;كسى كه به هنگام غضب و تمایل و ترس و شهوت، مالك نفس خویش باشد، خداوند جسد او را بر آتش دوزخ حرام مى كند».(2)
3 ـ امیر مؤمنان على (علیه السلام) در حدیثی  مى فرمایند: «ضَادُّوا الشَّهْوَةَ مُضادَّةَ الضِّدِ ضِدَّهُ وَ حَارِبُوهَا مُحَارِبَةَ الْعَدُوِّ العَدُّوَ; با خواهش هاى نفسانى در تضاد باشید، همچون تضاد دو ضد با یكدیگر و با آن به پیكار برخیزید (مانند) پیكار دشمن با دشمن».(3)
این سخن با صراحت، این حقیقت را بازگو مى كند كه «شهوت پرستى» درست مقابل «سعادت» و خوشبختى انسان قرار گرفته است.

منابع 

1- الدرّالمنثور، جلد 6، صفحه 261 
2- بحار الانوار، جلد 75، صفحه 243.
3- شرح غررالحكم، حدیث 5934.





نوع مطلب :
برچسب ها : شهوت،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 26 دی 1395
پیامدهاى شهوت پرستى در كلام امیرمؤمنان على(علیه السلام)

1 ـ امام علی (ع) مى فرمایند: «عَبْدُ الشَّهْوَةِ اسیرٌ لاَ یَنْفَكُّ اَسْرُهُ; برده شهوت چنان اسیر است كه هرگز روى آزادى را نخواهد دید».(1)
2 ـ آن حضرت(علیه السلام)در این كه سرانجام «شهوت پرستى»، رسوایى است، مى فرمایند:«حَلاوَةُ الشَّهْوَةِ یُنَغِّصُهَا عارُ الْفَضیحَةِ; شیرینى شهوت را ننگ رسوایى از میان مى برد».(2)
3 ـ در تعبیر دیگرى، شهوت پرستى را كلید انواع شرها مى دانند:«سَبَبُ الشَّرِّ غَلَبَةُ الشَّهْوَةِ(3) سبب شرّ، غلبه شهوت است». 
با توجه به این كه «الشرّ» با الف و لام جنس و به صورت مطلق ذكر شده است، معناى عموم را مى رساند كه این امر بیانگر آن است كه «شهوت پرستى»، سرچشمه تمام شرها و بدبختى هاست.
4 ـ در جاى دیگر ضمن اشاره به این نكته كه غلبه هوا و هوس، سبب بسته شدن راه هاى سعادت بشرى شده و او را در گمراهى نگاه مى دارد، مى فرمایند:«كَیْفَ یَسْتَطیعُ الهُدى مَنْ یَغلِبُهَا الهَوى; چگونه مى تواند انسان به هدایت برسد، در حالى كه هواى نفس بر او غالب گردیده است».(4)

منابع

1- غررالحكم، حدیث 6300. 
2- غررالحكم، حدیث 4885. 
3- شرح غررالحكم، حدیث 5533. 
4- همان مدرك، حدیث 7001، صفحه 566 غررالحكم.





نوع مطلب :
برچسب ها : شهوت،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 25 دی 1395
پیامدهاى شهوت پرستى در كلام امیرمؤمنان على(علیه السلام)
درباره پیامدهاى شهوت پرستى و پیروى از هواى نفس، تعبیرات دقیق، حساب شده و تكان دهنده اى در احادیث اسلامى دیده مى شود كه در این بحث تنها به كلام پیشواى متقیان حضرت على(علیه السلام) اشاره مى شود:
1 ـ امیر مؤمنان على (علیه السلام) مى فرمایند:«اُهْجُرُوا الشَّهَوَاتِ فَاِنَّهَا تَقودُكُمْ اِلى رُكُوبِ الذُّنُوبِ وَ الْتَهَجُّمِ عَلَى السَّیئاتِ; از شهوات سركش بپرهیزید كه شما را به ارتكاب انواع گناهان و هجوم بر معاصى مى كشاند».(1)
2 ـ این مسئله گاهى به قدرى شدید مى شود كه به كلّى دین انسان را برباد مى دهد; چنان كه در حدیث دیگرى مى فرمایند:«طاعَةُ الشَّهْوَةِ تُفْسِدُ الدِّینَ; فرمانبردارى از شهوات نفسانى، دین انسان را فاسد مى كند».(2)
3 ـ آن حضرت(علیه السلام) در تعبیر دیگرى مى فرمایند:« طَاعَةُ الْهَوى تُفْسِدُ الْعَقلَ; هواپرستى عقل انسان را فاسد مى كند».(3) 
4 ـ در جاى دیگر مى فرمایند:«اَلْجَاهِلُ عَبْدُ شَهْوَتِهِ; انسان نادان بنده شهوت خویش است» (4); یعنى، انسان جاهل مثل برده خوار و ذلیلى است كه در برابر شهوت خویش، هیچ اختیارى از خود ندارد.

منابع
1- غررالحكم، حدیث 2505.
2- شرح غررالحكم،حدیث 5985.
3- همان مدرك، حدیث 5983. 
4- غررالحكم، حدیث 449.





نوع مطلب :
برچسب ها : شهوت،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 دی 1395
آثار زیانبار شهوت پرستى
 «شهوت» داراى مفهوم عام و وسیعى بوده و شامل هرگونه دوست داشتن، تمایل و رغبت به درك لذت و خواهش نفس مى شود. بدون این كه اختصاص به شهوت جنسى داشته باشد، گرچه گاهى در خصوص شهوت جنسى نیز به كار رفته است.
در قرآن مجید نیز این مفهوم در یازده مورد به صورت عام استفاده شده است و تنها در دو مورد در معنى خاص آن به كار رفته است. در روایات اسلامى و كلمات علماى اخلاق نیز اغلب در مفهوم عام به كار رفته كه در مقابل آن واژه «عفت» به معنى خویشتن دارى و چشم پوشى از لذایذ گناه آلوده مادى به كار مى رود.
این مفهوم بیشتر در موارد منفى به كار مى رود، اما گاهى در موارد مثبت نیز به كار رفته است; مانند، آن جایى كه خداوند خطاب به بهشتیان مى فرماید: «...وَ لَكُم فیهَا مَا تَشْتَهی أنْفُسُكُم...; هر چه را دوست بدارید و به آن تمایل داشته باشید، در بهشت براى شما فراهم است»(1) یا آن جایى كه مى فرمایند:«...فیهَا مَا تَشْتَهیهِ الاَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الاَعْیُنُ...; در بهشت آنچه دل ها مى خواهد و چشم از آن لذت مى برد، موجود است».(2)
به هر حال این واژه، بیشتر داراى بار منفى بوده و در مواردى كه هوا و هوس افراطى بر انسان چیره گشته و تمایلات ویرانگر و گناه آلود بر تمام وجودش مستولى گردد به كار مى رود.
این واژه و مشتقات آن، در قرآن مجید، سیزده مورد به كار رفته كه شش مورد آن داراى مفهوم مثبت و هفت مورد آن داراى مفهوم منفى است. 
به هر حال «شهوت» به هر معنى كه باشد، هرگاه مفهوم خاص آن كه همان خواست هاى افراطى و شهوانى است مورد نظر باشد; آثار زیانبارى به دنبال خواهد داشت كه به وضوح قابل مشاهده است .

1- فصلت، 31. 
2- زخرف، 71.





نوع مطلب :
برچسب ها : شهوت،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 22 دی 1395
آلودگى به گناه
شهوت پرستى انسان را به سوى انواع گناهان مى كشاند و در واقع یكى از سرچشمه هاى اصلى گناه و معصیت و نافرمانى خدامحسوب مى گردد; زیرا چشم و گوش انسان را بسته و به مصداق حدیث نبوى «حبُّك للشَّىء یُعمى و یُصم(1)» آدمى را كور و كر كرده و قدرت درك واقعیت ها را از او مى گیرد و در چنین حال، زشتى ها در نظر او زیبا و زیبایى ها در نظر او زشت و بى رنگ مى شود.
 امیرمؤمنان (علیه السلام) درباره پیروى از شهوات هشدار داده و مى فرماید:«از شهوات سركش بپرهیزید كه شما را به ارتكاب انواع گناهان مى كشاند».
 از همان حضرت نیز به این نكته اشاره شد كه: «هواپرستى عقل انسان را فاسد مى كند» ونیز فرمودند(اگر شهوت پرستى تشدید شود):«دین انسان را برباد مى دهد و حتى انسان را به بت پرستى مى كشاند.» در این رابطه مفسران و ارباب حدیث، در ذیل آیات 16 و 17 سوره حشر، داستانى درباره عابدى از قوم بنى اسرائیل به نام «برصیصا» آورده اند كه شاهد زنده اى براى این مدعاست، داستان گرچه معروف است، اما تكرارش خالى از صواب نیست:
...مرد عابد بنى اسرائیلى به خاطر سال ها عبادتش، به آن حد از مقام قرب الهى رسیده بود كه بیماران با دعاى او سلامت خود را باز مى یافتند و به اصطلاح مستجاب الدعوه شده بود. 
روزى، زن جوان زیبایى را كه بیمار بود، نزد او آوردند و به امید شفا در عبادتگاه او گذاردند و رفتند.
شیطان به وسوسه آن عابد مشغول شد و آن قدر صحنه گناه را در نظرش زینت داد كه عنان اختیار را از كف او ربود; آن چنان كه گویا عابد كر و كور گشته و همه چیز را به دست فراموشى سپرده است. دیرى نپایید كه آن عابد دامان «عفت» خویش را به گناه بیآلود. پس از ارتكاب گناه به خاطر این كه احتمال داشت آن زن باردار شود و موجب رسوایى او گردد; باز شیطان و هواى نفس به او پیشنهاد كرد كه زن را به قتل رسانده و در گوشه اى از آن بیابان وسیع دفن كند. 
هنگامى كه برادران دختر، به سراغ خواهر بیمار خویش آمدند و عابد اظهار بى اطلاعى كرد; آنان نسبت به عابد مشكوك گشته و به جستجو برخاستند و پس از مدتى، سرانجام جسد خونین خواهر خویش را در گوشه بیابان از زیر خاك بیرون كشیدند. 
این خبر در شهر پیچید و به گوش امیر رسید. او با گروه زیادى از مردم به سوى عبادتگاه آن عابد حركت كرد تا علت این قتل را بیابد. هنگامى كه جنایات آن عابد روشن شد; او را از عبادتگاهش فرو كشیدند تا بر دار بیاویزند.
در ادامه این حكایت آمده است: هنگامى كه عابد در كنار چوبه دار قرار گرفت; شیطان در نظرش مجسم شد و گفت:من بودم كه با وسوسه هاى خویش تو را به این روز انداختم; حال اگر آنچه را كه من مى گویم، اطاعت كنى، تو را نجات خواهم داد.
عابد گفت: چه كنم؟ 
شیطان گفت: تنها یك سجده براى من كافى است. 
عابد گفت: مى بینى كه طناب دار را بر گردن من افكنده اند و من در این حال توانایى سجده بر تو را ندارم. 
شیطان گفت: اشاره اى هم كفایت مى كند. 
عابد بیچاره نادان، پس از این كه با اشاره، سجده اى بر شیطان كرد; طناب دار گلویش را فشرد و او در دم جان سپرد. 
آرى! شهوت پرستى باعث شد تا آن عابد، ابتدا به زنا آلوده شود و سپس قتل نفس انجام دهد و بعد دروغ بگوید و سرانجام مشرك گردد و بدین ترتیب محصول سال ها عبادت او برباد رفته و نزد خاص و عام رسوا شود.
همه رنج جهان از شهوت آید كه آدم زان برون از جنت آید (2)
* * * 
 

1- ناصر خسرو.
2- بحار الانوار جلد 74، صفحه 165. 





نوع مطلب :
برچسب ها : شهوت،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 دی 1395


 فساد عقل
شهوت پرستى، پرده هاى ضخیمى بر عقل و فكر انسان مى اندازد; حق را در نظر او باطل و باطل را در نظر او، حق جلوه مى دهد. : «طاعَةُ الهَوى تُفْسِدُ الْعَقلَ; هواپرستى عقل را فاسد مى كند.»(1) به همین دلیل بسیارى از شهوت پرستان به هنگام غلبه شهوت، كارهایى انجام مى دهند كه بعد از فرونشستن آتش شهوت، از آن عمل خویش سخت پشیمان شده و گاه تعجب مى كنند كه چگونه دست به انجام آن كار احمقانه و غلط زده اند.
در حدیث دیگرى امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى فرمایند: «اِذا اَبْصَرَتِ الْعَینُ الشَّهْوَةَ عَمِىَ الْقَلْبُ عَنْ العَاقِبَةِ; هنگامى كه چشم، مظاهر شهوت را ببیند، عقل از مشاهده عاقبت كار باز مى ماند».(2)
* * * 
 

1- شرح غرر الحكم، حدیث 5983. 
2- همان مدرك، حدیث 4063. 
 3-وسائل و منبسط المسائل ج 12 ص 41




نوع مطلب :
برچسب ها : شهوت،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 دی 1395
 اسارت نفس
اسارت و بندگى در برابر خواست هاى نفسانى، یكى دیگر از پیامدهاى شهوت پرستى است; زیرا انسان شهوت پرست چنان اسیر شهوات خود مى شود كه بازگشت و دورى جستن از آنها، برایش مشكل و گاهى نیز غیر ممكن مى گردد.
نمونه بارز آن، زندگى خفت بار معتادان به مواد مخدّر است كه در ظاهر آزادند; ولى از هر اسیرى، اسیرترند. زنجیر اعتیاد ناشى از شهوت پرستى نیز آن چنان دست و پاى انسان را مى بندد كه گویا هر گونه حركت و تلاش براى دورى جستن از خواست هاى رذیله، بسیار مشكل مى گردد; مخصوصاً اگر هواپرستى، به سرحد عشق هاى جنون آمیز جنسى برسد كه در این حال اسارت انسان به اوج خود مى رسد. 
حضرت امیر مؤمنان على (علیه السلام) در این رابطه مى فرمایند: «عَبْدُ الشَّهْوَةِ اَسیرٌ لایَنَفَّكُ اَسْرُهُ; بنده شهوت چنان اسیر است كه هرگز روى آزادى را نخواهد دید».(1)
آن حضرت در تعبیر دیگرى نیز مى فرمایند: «وَ كَمْ مِنْ عَقْل اَسیرٌ تَحتَ هَوى أمیر; چه بسیار عقلها و خردها كه شهوات بر آن حكومت مى كند».(2)
باز در حدیث دیگرى مى فرمایند: «الشَّهَوَاتُ تَستَرِقُّ الْجَهُولُ; شهوت ها، افراد نادان را برده خود مى سازند».(3)

منابع
 
1- غررالحكم، حدیث 6300.
2- نهج البلاغه، كلمات قصار، حدیث 211. 
3- غرر الحكم، حدیث 922. 





نوع مطلب :
برچسب ها : شهوت،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 19 دی 1395
 راه عملى
از نظر عملى راه هاى مختلفى براى درمان «شهوت پرستى» وجود دارد از جمله:
1 ـ یكى از بهترین راه هاى عملى براى نجات از گرداب شهوت، اشباع صحیح امیال و خواست هاى جنسى است; زیرا اگر خواست ها و امیالى كه در درون انسان وجود دارند از راه هاى صحیح، اشباع گردند، دیگر زیانبار و مخرّب نخواهند بود; به تعبیر دیگر، این خواست ها را نمى توان و نباید سركوب كرد، بلكه باید از آنها در كانال هاى صحیح و سازنده استفاده كرد; در غیر این صورت ممكن است تبدیل به سیلاب ویرانگرى شود كه حرث و نسل انسان را با خود خواهد برد.
به همین دلیل، اسلام نه تنها تفریحات سالم و بهره گیرى معتدل از خواست هاى درونى را مجاز شمرده، بلكه نسبت به آن تشویق نیز نموده است. خطبه معروفى كه از امام جواد(علیه السلام) در مورد عقد همسرش نقل شده است، شاهد گویاى این مدعاست. آن حضرت در این خطبه مى فرمایند: «اَمّا بَعْدُ فَقَدْ كَانَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ عَلَى الاَْنَامِ اَنْ اَغْناهُم بِالْحَلالِ عَنِ الْحَرامِ; یكى از نعمت هاى الهى بر بندگان این است كه آنها را به وسیله حلال از حرام بى نیاز ساخته است».(1)
این حدیث معروف نیز بر همین نكته اشاره دارد: «لِلْمُؤمِنِ ثَلاثُ سَاعَات، فَسَاعَةٌ یُنَاجی فیهَا رَبَّهُ، وَ سَاعَةٌ یَرُمَّ مَعَاشَهُ، وَ ساعَةٌ یُخَلّی بَینَ نَفْسِهِ وَ بَینَ لَذَّتِهَا فیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ; انسان با ایمان ساعات زندگیش را به سه بخش تقسیم مى كند; قسمتى را صرف مناجات با پروردگارش مى كند و قسمت دیگر را در راه اصلاح معاش و به زندگى اش به كار مى گیرد و قسمت سوم را به بهره گیرى از لذّت هاى حلال و دلپسند اختصاص مى دهد».(2)
2 ـ یكى دیگر از راه هاى نجات از شهوت پرستى، برنامه ریزى دقیق براى برنامه هاى زندگى است; زیرا، هرگاه انسان، براى تمام اوقات خود برنامه داشته باشد (هر چند برنامه او در پاره اى از موارد جنبه تفریحى و ورزشى داشته باشد)، دیگر مجالى براى كشیده شدن به آلودگى هاى شهوانى باقى نمى ماند.
3 ـ برچیدن عوامل آلودگى نیز یكى از راه هاى درمان و یا پیشگیرى است; زیرا امكان آلودگى به شهوات در محیط هاى آلوده فراوان است; یعنى، اگر محیط، آلوده شهوت شود و اسباب آن در دسترس همه قرار گیرد و آزادى نسبى نیز وجود داشته باشد، نجات از آلودگى، مخصوصاً براى قشر جوان یا كسانى كه در سطح پایینى از «معرفت» دینى قرار دارند، بسیار دشوار خواهد شد.
4 ـ احیاى شخصیت معنوى و انسانى افراد جامعه نیز، از راه هاى مهم درمان یا پیشگیرى از آلودگى هاى شهوانى است; زیرا انسان، هنگامى كه از ارزش وجود و شخصیت خود، آگاه شود و دریابد كه او عصاره جهان آفرینش و گل سرسبد جهان خلقت و خلیفه خدا در روى زمین است; به این سادگى خود را به شهوات نمى فروشد.
امیرمؤمنان على (علیه السلام) در این رابطه مى فرمایند:«مَن كَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهْوَتُهُ; كسى كه به ارزش وجود خویش پى برد، شهوات در برابر او بى ارزش مى شوند»(3) و در حدیث دیگرى از آن حضرت(علیه السلام) آمده است: «مَنْ عَرَفَ شَرَفَ مَعْنَاهُ صَائَهُ عَن دَنَائَةِ شَهْوَتِهِ...; كسى كه شرافت ذاتى خود را بشناسد، او را از پستى شهوت مصون مى دارد!...».(4)
آخرین نكته اى كه ذكر آن لازم به نظر مى رسد، این است كه نه تنها در مسئله مبارزه با شهوات، بلكه در تمام موارد مبارزه با مفاسد اخلاقى، باید به مسئله مبارزه عملى اهمّیّت داد; به این معنى كه هر قدر انسان با خلق و خوى بد به مبارزه برخیزد و در جهت مخالف آن حركت كند، آن خلق و خوها كم رنگ و ضعیف مى شود و این مبارزه از صورت فعلى به صورت حالت و از صورت حالت به صورت عادت و از صورت عادت به صورت ملكه در مى آید و خلق و خوى ثانوى در جهت مقابل شكل مى گیرد; مثلا، اگر انسان بخیل بذل و بخشش را تكرار كند، آتش بخل به تدریج در درون او فروكش كرده و خاموش مى شود.
اگر شهوت پرستان نیز در برابر طغیان شهوات، مقاومت و ایستادگى نمایند، طغیان شهوت فرو نشسته و روح عفّت جایگزین آن مى شود.
این نكته در سخن پرمعنایى از امیرمؤمنان على (علیه السلام) نقل شده است: «قَاوِمِ الشَّهْوَةَ بِالْقَمْعِ لَهَا تَظْفُرْ; در برابر شهوت و امیال نفسانى، به قصد قلع و قمع مقاومت كن تا پیروز شوى».(5)

منابع
1- بحارالانوار، جلد 50، صفحه 76.
2- نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 390.
3- بحار الانوار، جلد 78، صفحه 71.
4- غررالحكم، حدیث 9069.
5- شرح فارسى غررالحكم، جلد 4، صفحه 514، حدیث 6803.





نوع مطلب :
برچسب ها : شهوت،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 18 دی 1395
1 ـ پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در جاى دیگر مى فرمایند: «اَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ اُمَّتی اَلنَّارَ اَلاَْجْوَفَانِ اَلْبَطْنُ وَ الْفَرْجُ; بیشترین چیزى كه سبب دوزخى شدن امّت من مى شود، دو چیز میان تهى است، شكم و فرج».(1)
2 ـ امام باقر(علیه السلام) نیز در این رابطه مى فرمایند: «اِذا شَبَعَ البَطْنُ طَغى; هنگامى كه شكم سیر شود، طغیان مى كند».(2)
3 ـ آن حضرت در جاى دیگر مى فرمایند: «مَا مِنْ شَىء اَبْغَضُ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ بَطْن مَمْلُوء; هیچ چیزى نزد خداوند، منفورتر از شكم پر (و بیش از اندازه خوردن) نیست».(3)
4 ـ امیرمؤمنان على (علیه السلام) مى فرمایند: «لایُفْسِدُ التَّقوى اِلاّ بِغَلَبَةِ الشَّهْوَةِ; تقوا و پرهیزكارى را چیزى جز غلبه شهوت از بین نمى برد».(4)
5 ـ حدیث دیگرى از همان حضرت(علیه السلام) نقل شده است: « لاتَجْتَمِعُ الحِكْمَةُ وَ الشَّهْوَةُ; دانش و حكمت با شهوت پرستى جمع نمى شود».(5)
6 ـ همان حضرت (علیه السلام) در جاى دیگر فرموده اند: «مَا رَفَعَ اِمرَءاً كَهِمَّتِهِ وَ لا وَضَعَهُ كَشَهْوَتِهِ; هیچ چیز مانند همّت، انسان را بالا نمى برد و هیچ چیز مانند شهوت، انسان را بر زمین نمى زند».(6)
* * * 


1- همان مدرك.
2- اصول كافى، جلد 6، صفحه 270، حدیث 10.
3- سفینة البحار، جلد 1، صفحه 25، واژه اكل.
4- شرح غررالحكم، حدیث 10606.
5- غرر الحكم، حدیث 10573.
6- همان مدرك، جلد 6، صفحه 114، حدیث 9707.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 17 دی 1395
شكم پرستى و شهوت جنسى
بزرگان علم اخلاق همچون فیض كاشانى در «المحجة البیضاء» و محقق نراقى در «معراج السّعاده» و مرحوم شبّر در كتاب «الاخلاق» شكم پرستى و شهوت جنسى را به صورت مستقل، مورد بحث قرار داده اند. در واقع از روایات اسلامى و اشاراتى كه در آیات قرآن مجید است، پیروى نموده و براى این دو بخش اهمّیّت ویژه اى قائل شده اند.
مرحوم فیض كاشانى در كتاب «المحجة البیضاء» مى گوید: «بزرگترین عوامل هلاكت انسان، شهوت شكم است، همان بود كه آدم و حوّا را از بهشتى كه دارالقرار بود به دنیا كه دار نیاز و افتقار است فرستاد...، در حقیقت شكم سرچمشه شهوات و منشأ دردها و آفات است; زیرا حتى شهوت جنسى نیز پیرو آن است و به دنبال این دو، شهوت در جمع آورى مال و مقام است كه وسیله اى براى سفره هاى رنگین تر و زنان بیشتر محسوب مى شود و به دنبال آنها، تنازع در دسترسى به مال و مقام و كشمكش ها به وجود مى آید و آفت ریا و خودنمایى و تفاخر و تكاثر و خود برتربینى از آن متولّد مى گردد; سپس این امور عاملى براى حسد، كینه، عداوت و دشمنى مى شود و دارنده آن را به ارتكاب انواع ظلم ها و منكرات و فحشا مى كشاند...، حال كه چنین است، لازم است به شرح آفات آن پرداخته شود و طرق مبارزه با آن روشن گردد».(1)
از این خطرناكتر آن است كه انسان هاى شكم پرست و شهوت پرست، دین و ایمان خود را در راه آن از دست داده اند. در ذیل آیه: «وَ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمَا مَعَكُم وَ لا تَكُونُوا اَوَّلَ كَافِر بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیَاتی ثَمَناً قَلیلا وَ اِیّاىَ فَاتَّقُونِ(2)» كه خداوند در آن یهود را به خاطر فروختن آیات الهى به بهاى ناچیز، مذمّت مى كند; آمده است: جمعى از علماى بزرگ یهود، به خاطر تشكیل مجالس میهمانى پر زرق و برقى از سوى یهودیان براى آنها، آیات الهى را تحریف كردند و عملا آنها را به بهاى ناچیزى فروختند (و پیامبرى را كه تورات وعده ظهورش را داده بود و آنها سالها در انتظارش بودند، انكار كردند).
در روایات اسلامى نیز بحث گسترده اى درباره خطرهاى این دو نوع از شهوت دیده مى شود كه در ادامه به برخى موارد اشاره مى شود:
1 ـ رسول خدا (صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: «ثَلاثٌ اَخَافُهُنَّ بَعدی عَلَى اُمَّتی ألضَّلالَةُ بَعْدَ المَعْرِفَةِ وَ مُضِلاّتُ أَلْفِتَنِ وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ; سه چیز است كه از آنها بر امّتم بعد از خودم مى ترسم، گمراهى بعد از آگاهى و آزمایشهاى گمراه كننده و شهوت شكم و شهوت جنسى».(3)
منظور از گمراهى بعد از آگاهى، این است كه انسان بر اثر وسوسه هاى منحرفان و ایجاد شبهات گوناگون، راه راستى را كه شناخته، رها كند و در راه انحراف در آید كه این موضوع در هر زمان ـ مخصوصاً در زمان ما ـ وجود داشته و دارد. 
منظور از «مضلاّت فتن» امتحاناتى است كه خداوند براى بندگانش پیش مى آورد كه گاهى انسان ها به خاطر پیروى هواى نفس از عهده آن برنمى آیند; و منظور از «شهوت بطن و فرج» شكم پرستى و افراط در شهوت جنسى است. 
مفهوم حدیث نشان مى دهد، خطرى كه از ناحیه این سه امر، مردم را تهدید مى كند، بسیار جدى است. 

منابع

1- المحجة البیضاء، جلد 5، صفحه 145.
2- بقره، 41.
3- اصول كافى، جلد 2، صفحه 79.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 17 دی 1395
 ساده زیستی 
ساده زیستی وزهد یكی از فضائل اخلاقی است كه موردتشویق و ترغیب آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع) است. چنانچه در معنای زهد وساده زیستی گفته اند : ضد‍ّ محبت دنیا و مال را زهد گویند و آن عبارت است از دل برداشتن از دنیا و آستین فشاندن بر آن و اكتفاء كردن به قدر ضرورت از برای حفظ بدن كه تجلی عملیِ آن در زندگی ساده زیستی و قناعت خواهد بود .1
انسانها‎ی ساده زیست اگرچه خود می توانند با استفاده‎ی از نعمتهای پروردگار زندگی بهتری را برای خویش فراهم سازند، اما از آنجاكه دلبستگی به زخارف دنیوی ندارند دیگران را بر خود مقدم نموده و خود به اندكی از مال دنیا اكتفاء می كنند.«وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ»2 
پیامبر اسلام (ص) در توصیف زاهدان می فرماید: زاهد دوست دارد آنچه را كه خدا دوست دارد و دشمن دارد آنچه را او دشمن دارد، از حلال دنیا اجتناب كرده، به حداقل اكتفاء می كند و به حرام آن اعتنائی ندارد.»3
در قرآن كریم نیز بردوری از دنیا و فریفته نشدن از آن تأكید شده است.«وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ»4. 
زندگی دنیا جز كالایی فریب دهنده چیزی نیست.«و لا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا»5
«زندگی دنیا شما را فریب ندهد». لكن این بدان معنی نیست كه مؤمنین از نعمتهای دنیا بهره مند نشوند و رهبانیت در پیش گیرند؛ زیرا درجای دیگر به سختی با این باور غلط مبارزه كرده، می فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ»6
بگو ای پیامبر، چه كسی زینت های خدا را كه برای بندگان آفریده حرام كرده و از صرف روزی حلال منع كرده است.» پس آنچه از نظر قرآن مذموم است دل بستن به دنیا و بهرمند نساختن دیگران از نعمتهای الهی است.
 عفو و گذشت

منابع
1-      معراج السعاده  ص275 ـ ملا احمد نراقی (ره) ـ تهران / انتشارات دهقان( بی تا).
2-      حشر / 9
3-      معانی الاخبار ـ ص 268
4-      حدید/20
5-      انعام / 130
6-      اعراف / 





نوع مطلب :
برچسب ها : اخلاقی،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 دی 1395


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی